ابولفضلابولفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

مادرانه های من کودکانه های تو

دخملی یا پسملی..؟

عسلم ..جیگرم..نفسم..عمرم هنوز نمیدونم دخملی یا پسملی                                                ولی هرچی باشی از دل و جون دوست دارم گلم..               اصلا کاشکی ۲ قلو باشین ... هنوز اسم انتخاب نکردیم ولی کلی پیشنهاد داریم ابولفضل.نازنین زهرا.. پرنیان.فربد..عرفان..هستی..امیر رضا عاشقتم مامانی.. ...
15 مهر 1390

جوجو ی تو دل مامان

سلام جوجوی مامان الان که دارم واست می نویسم تو هنوز خیلی کوچولویی..یک هفته شده فهمیدم خدا یه فرشته ی ناز تو دل من گذاشته..وای خدایا چقد خوشحالم.. داری توی شکم مامانی یواش یواش بزرگ می شی و شکل می گیری عزیز کوچولوی من از وقتی فهمیدم توی وجودم جون گرفتی دست خدا سپردمت تا ازتو مراقبت کنه بهش اعتماد دارم میدونم تو سالم رشد میکنی و به دنیا میای چون خدا کوچولوهای شیرین و معصوم رو خیلی دوست داره عزیزم من و بابایی بی صبرانه منتظریم حرکتت رو احساس کنیم دوستت دارم جیگرطلای مامان...   ...
9 مهر 1390

بالاخره فرشته اومد تو دلم...

فندق مامان هميشه روزها رو مي‌شمردم و پاييز و زمستون رو به اميد رسيدن به بهار مي‌گذروندم... برگ‌هاي   زرد و نارنجي ريخته شده پاي درخت‌ها رو كه مي‌ديدم دلم مي‌گرفت، احساس مي‌كردم زندگي داره نفس‌هاي آخرش رو مي‌كشه...   پاييز امسال برام با همه سال‌ها فرق مي‌كنه... به واسطه لطف بيكران خدا فرشته‌اي مهمون خونه دلم شده كه تمام لحظه‌هام رو بهاري كرده. پر از شادي و نشاطم اين روزها، روزهايي كه نمي‌دونم دوباره برام تكرار ميشه يا نه. چشمام رو مي‌بندم و به فرشته كوچولوم فكر مي‌كنم، فرشته‌اي كه حالا شده همدم و هم‌صحبت تمام تنهايي‌هام.   خوب كه فكر مي‌كنم مي‌بينم بازم خدا سرم منت گذاشت، پس توكل مي‌كنم به خودش كه بهترين  پناهه...
5 مهر 1390
1